یادداشت روز مردمسالاری/چه کسانی از تداوم اختلافات سود میبرند؟
حسین رضایی: در هنگامهای که اختلافات و کشمکش های سیاسی دردرون کشور هر روز چهره ای تازه تروجنجالی تربه خود می گیرد، این پرسش ذهن بسیاری از فرانگران و موشکافان را به خود مشغول کرده است که به راستی چه کسانی دراین آشفته بازار اختلافات درونی بیشترین سودرا ازآن خود می کنند؟
بی تردید اختلافات درونی وعدم همبستگی میان گروههای درون نظام توان چانه زنی درباره مسائل خرد وکلان بین المللی را از دستگاه دیپلماسی کشور می گیرد و پیرو آن منافع ملی کشور را نیز در سطح جهانی با خطر روبرو می سازد. شاید در نگاه نخست پیوندی میان این دو مقوله دیده نشود، اما این واقعیتی است غیرقابل تردید که اختلافات درونی مانع ازآن می شود تا در بزنگاه های حساس بین المللی همه گروهها و دستهجات سیاسی هم آوا و متحد در برابر افزون خواهی ها و دسیسه های دشمنان سوگند خورده این سرزمین ایستادگی کرده وآنان را دراجرای نقشههای شومشان ناکام گذارند. نمونه آشکار در این باره فزون خواهی در دریای خزر است. در این میان نیز هرگونه اظهاردلسوزی برای سهم و حقوق پایمال شده ایرانیان دردریای خزربه چشم تخریب سیاسی و رقابت با دولت نگریسته می شود. بسیار طبیعی است که کشورهای تازه بنیاد حوزه خزر نیز از این اختلافات بیشترین بهره را به سودخویش برده و افزون خواهی های خود را با پشتیبانی نیروهای فرامنطقه ای بخواهند بر تهران دیکته کنند. فراتر از آزمون خزرموضوعی که درآتش اختلافات درونی به آن با بی تفاوتی نگریسته می شود و ذهن هرایرانی آینده نگری را آزرده می سازد، ادعاهایی است که درچارچوب پروسهای درازمدت در کتاب های درسی جمهوری آذربایجان به نسل آینده این کشورالقا می گردد.
این که ایران در کنار روسیه کشوری متجاوز به این جمهوری شناسانده می شود و همچنین طرح ادعاهای ارضی دراین کتابها مبنی براشغال چندین استان این کشورتوسط ایرانیان نه تنها موضوعات ساده وگذرایی نیستند، بلکه ادعاهایی گستاخانه و خطرناکند که در آیندهای دوریا نزدیک می تواند پیامدهای دهشتناکی را برای تمامیت ارضی کشورمان رقم زند، اما متاسفانه در آتش اختلافات درونی که رسانهها (اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری) بیشتربه موضوعات و درگیری های جناحی می پردازند، این مسائل حساس با عدم رصد و حساسیت روبروشده و ایرانیان را از پیامدهای آن غافل می سازد.
نکته شایان توجهی که این روزها دشمنان تاریخی این ملت را در ماهی گیری از آب گل آلود کامیاب گردانیده است، چیرگی اطلاعاتی و رسانه ای این دشمنان است. متاسفانه در چنین فضایی که اطلاع رسانی در رسانه ها با دشواری هایی مواجه شده است، برخی از مردم برای آگاهی از رویدادها و تحلیل های روزکشوربه رسانههای معلوم الحال بیگانه روی می آورند. در این میان نیزچنین رسانههایی درحالی که نقش دایه مهربانتر از مادر را به خوبی بازی می کنند با شگردهای پیچیده جنگ روانی هرآنچه که سبب تشدید اختلافات درونی، قومی و نژادی می شود را روانه ذهن میلیونها ایرانی می کنند. در هنگامه مبارزات انتخاباتی درایران آنچه که بیش از همه مورد توجه این شبکه های تلویزیونی قرار می گرفت آتش زدن به خرمن اختلافات قومی، مذهبی، زبانی ونژادی بود. دریکی ازهمین برنامهها و میزگردها که در شب های پیش از انتخابات پخش می شد یکی از شرکت کنندگان دراین گفت وگو، پس ازآنکه برآتش اختلافات زبانی و قومی می دمد، درسخنی خام وناپخته که دردیکته شدن آن تردیدی نبود می گوید: «اصلا چه معنی دارد که زبان پارسی، زبان رسمی سرزمین ایران باشد؟!» بیگمان هیچ دولتی درجهان دغدغه برقراری مردمسالاری درایران را ندارد.
آنچه که امروز بر هر خردمندی آشکار است آن است که بیشینه این گونه رسانههای برون مرزی که با هزینههای هنگفت وازجیب مالیات دهندگان خویش اقدام به پخش برنامههای ماهوارهای می کنند در زیرنقاب پشتیبانی از جنبش های اصلاح طلبانه تنها اهداف و سود دولتهای متبوع خود را دنبال می کنند.
به راستی کدام مغز ساده اندیشی می تواند باور کند که رسانهای مانند بی بی سی که اربابان و چرخانندگان آن مستقیم و غیرمستقیم افزون بر دو میلیون کیلومترمربع ازخاک این سرزمین را از پیکره اش جدا ساخته اند و کودتاها و فتنه ها را در این پهنه رقم زده اند، اکنون در راستای ایجاد اصلاحات در کشورمان تلاشی بدون چشم داشت را آغاز کرده باشند؟ آنچه که دراین میان باعث شگفتی می گردد گفت وگوی برخی ازچهرههای سیاسی درون وبرون نظام با این شبکهها است.
به یقین اگرفضای ابرازدیدگاه و بیان مواضع در رسانه های درون کشور بیش از پیش فراهم گردد هیچ فعال سیاسی حاضرنخواهد بود در برابر نگاه تیزبین ملت ایران تن به گفت وگو با این رسانهها بدهد.بنابراین دراین نکته نباید تردید کرد که بسته شدن هرروزنامه ای یا انحصاری شدن رسانه ملی توسط یک گروه یا اندیشه، دردرجه نخست به سود دشمنان این سرزمین وشادی آنهاست اما دراین میان پرسشی که ذهن بسیاری از دلسوزان و فعالان سیاسی کشوررا به خود مشغول داشته است آن است که درشرایط کنونی برای جلوگیری ازسو» بهره دشمنان تاریخی این ملت چه باید کرد؟ برای پاسخ به این پرسش نکات بسیاری را باید مورد توجه و تحلیل قرارداد که دراین کوتاه سخن نمی گنجد اما نکته مسلم آن است که عناصر رادیکال ازهرجناحی که باشند باید بدانند که با رفتارهای تندروانه خویش خواسته یا نا خواسته آب درآسیاب دشمنان این ملت می ریزند. گروهی نیزکه سخن از اتحاد و همبستگی می زنند باید بدانند که اتحاد وهمبستگی بدون ایجاد بسترهای مورد نیازنه تنها سودمند نیست بلکه برای یک جامعه مردم سالار که وجود دیدگاههای گوناگون وچند آوایی در آن جزو نیازهای بنیادین به شمار می آید زیان بخش نیز بوده است.
آنچه که اتحاد و همبستگی را معنا می بخشد نه تک آوایی دردرون کشوربلکه اتحاد و یگانگی در برابر دسیسه ها و فتنه های برون مرزی است. خبررسانی آزاد و تحلیل ها و تفسیرهای برآمده از آن در رسانه ملی وهمچنین مطبوعات می تواند اعتماد مردم را نسبت به رسانههای درون مرزی افزایش دهد و گوی و میدان را از رسانه های غرض ورز بیگانه بگیرد. درچنین شرایطی جامعه پویا راه کمال را بدون درگیری وکشمکش بازکرده و بیشترین سود را نه نصیب عناصربیگانه بلکه نصیب مردم و کشورمی گرداند.