یادداشت روز حیاتنو/درباره رسانه کمى تا قسمتى ملی
ابراهیم شاهسون: صدا و سیما خود نیز آگاه است. آگاه از آنچه کرده و آنچه این کرده بر سر اعتبارش آورده. این را گفتههاى مسئولان آن نشان مىدهد. این از کنفرانس خبرى آقاى ضرغامى پیداست. تلاشى که براى قانعکردن خبرنگاران به کار گرفته حکایت از آن دارد.
صدا و سیما همواره در سالهاى اخیر مورد انتقاد بوده، اما حجم فشارى که از ناحیه افکار عمومى در ایام پس از انتخابات تحمل کرده کجا و میزان نارضایتى پیش از آن کجا؟ بسیارى تلویزیون را متهم کردند. متهم به تعلقات سیاسى در پخش برنامه ها ، آنگونه که در یکى از حساسترین مقاطع سیاسى 30 سال اخیر کشور، از سرعت تحولات عقب ماند. آنگونه که در برخى مقاطع مصلحت و منفعت ملى را فداى گرایش سیاسى کند. آنگونه که از دیدگاههاى افراطیون اثر پذیرد که برنامههایش به جاى تزریق آرامش به شریان بخشهاى خشمگین جامعه، احساسات و فهم آنها را به هیچ انگارد. از اینروست که در نگاه تحلیلگران مستقل، سیاستمداران اصلاحطلب و البته برخى سیاسیون معتدل راستگرا، تاثیر رسانه ملى در روند حوادث اخیر قابل بررسى است.
این نارضایتى در کلام مقامات عالى نظام نیز هویداست. همین افراط یا شاید بىتدبیرى است که امواج سهمگین انتقاد و اعتراض را بر سر مسئولان رسانه ملى فرو مىریزد. اما به هر حال هرچه بود، بود و آنچه رفت، رفت. تلاش رئیس رسانه ملى در ترمیم تصویر صدا و سیما البته حامل خبرى از پذیرش انتقادها داشت. این پیامى بود که در طول مصاحبه مطبوعاتى سعى بر القاى آن بود. نوعى خفیف از عذرخواهى یا اداى توضیحات به مردم براى جلب دوباره اعتماد. این نه از گفتهها که از ناگفتههاى رئیس رسانه ملى نمایان بود. هرچند گفتههاى او حکایتى سراسر متفاوت داشت. تأمل در گفتهها نشانگر آن بود که اگر در شناسایى آفت و نقصان راه صواب پیموده شده، اما براى یافتن علاج راهى دشوار پیشروست. در سخنان آقاى ضرغامى در بر همان پاشنه چرخید که ماههاست مىچرخد. همان روش در پیش گرفته شد که دلخورى و اعتراض به بار آورده است. آقاى رئیس تلاش کرد رفتار پرخطاى رسانه ملى را موجه جلوه دهد. گاهى هم از اتفاقات نیفتاده خبر داد. اینکه اگر موسوى یا کروبى فرصتى در تلویزیون مىیافتند، مردم را به ادامه حضور در خیابان تشویق مىکردند. سخنى که مبنا و منشأ و البته صحت آن روشن نیست. بلکه خلاف آن صحیحتر به نظر مىرسد. دو کاندیداى معترض انتخابات، در پیامهاى غیرتلویزیونى خود هیچگاه نشانهاى از صحت پیشگویى مسئولان صدا و سیما نشان ندادند. سخن از آن گفته شد که رسانه ملى ناچار از رعایت مصلحت بود. از اینرو برخى اخبار را منتشر نکرد یا برخى را به گونهاى دیگر نشر داد.
از قضا منتقدان هم صدا و سیما را به عدم رعایت مصلحت متهم مىکنند. از فرو گذاشتن مطلق بىطرفى سیاسى و جانبدارى آن گله دارند. تعدد نکاتى از این دست در کنفرانس خبرى جز از قرار گرفتن در مسیرى نادرست خبر نمىداد که اگر این رفتارها نزد مردم موجه بود؛ امروز نیازى به توضیح درباره آنها حس نمىشد. نفس احساس نیاز به اداى توضیحات درباره عملکرد رسانه ملى دلیل مضاعفى بر بىثمر بودن آنهاست. اصرار موکد بر درستى عملکرد صدا و سیما بخشهاى معترض جامعه را متقاعد نخواهد کرد. روشها نیازمند اصلاح است و نگاهها محتاج تغییر. آنگونه که پیدایش حس تنبه را جامعه نیز احساس کند. گلایه از آن نیست که چرا به موسوى و کروبى یاهاشمى فرصتى در صدا و سیما داده نشد. بلکه سخن بر سر آن است که چرا از ظرفیت این رهبران سیاسى براى ایجاد آرامش استفاده نشد؟ مگر نباید صدا و سیما مصلحت کشور را دنبال کند؟ مگر رسانه ملى نباید فراتر از منافع حزبى و گروهى عمل کند؟ اگر اینگونه است چرا ظرفیت بىنظیر و بىبدیل موسوى و کروبى به هیچ انگاشته شد؟ چرا از آن استفاده نشد؟ آرامش و قرار بخشیدن به جامعه وظیفه صدا و سیما بود. قانع کردن جامعه وظیفه صدا و سیما بود. وظیفهاى که از عهده آن بر نیامد. اى کاش صدا و سیما تقصیر را بپذیرد. نه بیشتر و نه کمتر از آن که بوده است. این همه اعتراض و انتقاد از سوى مقام مسئول و غیرمسئول نمىتواند بىپایه باشد. گروهها و احزاب سیاسى معترض همه در یک نکته اتفاقنظر دارند. آن عدم تدبیر رسانه ملى در آرام کردن بحران است. این اعتراضها از چپ و راست سیاسى مىرسند. اما آنگونه که آقاى ضرغامى مدعى شد نارضایتى دو جناح نشانه بىطرفى صدا و سیما نیست. عقلاى سیاسى از دو جناح از عملکرد رسانه ملى انتقادات مشابه دارند. همه آنها از برخى افراطها در رسانه ملى ناخرسندند. این نقطه منفى بزرگى براى مدیران صدا و سیماست. مسئولان رسانه ملى آفت و نقصان و اشکال را پذیرفتهاند. تا همین جا هم رفتار آنها لایق تشویق است. اما اى کاش در یافتن راهحل، تدبیر به کار رود. اى کاش نگاهى صحیح و ارادهاى حقیقى ایجاد شود. جبران گذشته مسیرى مبهم و نامعلوم ندارد. راه روشن و مشخص است.