مجتبی واحدی: تصور كنید همه انرژی خود را برای طراحی و پیاده نمودن یك سناریو صرف نمودهاید و ناگهان با افشای یك دستور، سناریوی شما علیه خودتان به كار گرفته میشود. اگر این اتفاق بیفتد چه حالی به شما دست خواهد داد؟
وضعیت فرضی فوق، حالِ واقعی برخی رسانهها و تریبونداران حامی دولت و رئیس آن است. آنها در خیال خود، جشن گرفته بودند كه سناریوی مشایی میتواند هفتههای طولانی موجب سرگرمی رسانهها شود و اذهان همگان را از برخی حوادث و حواشی دردسرساز ماههای اخیر منحرف سازد. این خوش خیالانِ كم شانس، گمان میكردند با پررنگ كردن كنترل شده حملات به انتصاب مشایی، از شدت حملات به «منصوبكننده مشایی» به خاطر برخی ادعاهای اثبات نشده در ایام انتخابات كاسته خواهد شد و كسی هم به دنبال بررسی بعضی پروندههای پرحرف و حدیث از عملكرد مالی دولت نهم در سالهای 85 و 86 ( و احتمالا 87) نخواهد رفت.
سناریونویسانی كه تصور میكردند «تدبیر بندگان خطاكار» میتواند از «تقدیر الهی» جلوگیری نماید خود را برای برگزاری دیرهنگام جشن پیروزی پس از فراموشی حوادث تاسف بار انتخابات آماده میكردند. آنها پس از چند روز از آغاز پروژه، متوجه شدند كه اصلاحطلبان دست طرف مقابل را خواندهاند و موضوع مشایی را جدی نگرفتهاند. جدی نگرفتن «سوژه معاون اول» از سوی اصلاح طلبان به معنی شكست كسانی بود كه گمان میكردند سرگرمی اصلاحطلبان به این سوژه، موجب غفلت آنها از تعقیب اعتراضات و مطالبات انتخاباتی خواهد شد. اما ظاهراً »سناریونویسان« ناامید نشدند و تصمیم گرفتندبرای سرگرمی مردم، خودشان به بزرگنمایی موضوع بپردازند. خبررسانیهای متعدد و افشای «اسرار مگو» از داخل جلسات هیئت دولت، روش بعدی این طیف از اصولگرایان بود. آنچه نقشه سناریونویسان را به صورت شفاف »لو« داد آن بود كه اعتراضهای واقعی از جمله انتقادات صریح مراجع تقلید به اندازه برخی خبرسازیها و خبررسانیهای ظاهراً غیرتمندانه اما كنترل شده درون سازمانی، در رسانههای متعلق به سناریونویسان انعكاس نداشت.
ظواهر امر نشان میداد كه این سوژه قرار است تا روزها و هفتههای آینده به عنوان داغترین خبر كشور مورد توجه باشد. اما اقدام نایب رئیس اصولگرای مجلس در افشای دستور كتبی عالیترین مقام نظام برای بركناری مشایی، ناگهان همه محاسبات را برهمزد زیرا همه میدانند احمدینژاد در این عرصه نمیتواند مانند سایر عرصهها برای به كرسی نشاندن حرف خود به هر قیمت تلاش كند ولذا به زودی، این پروژه از عرصه رسانهای كشور حذف خواهد شد. پس ظاهراً سوژههای جدیدی لازم است تا شاید هدف از حاشیهسازی پیرامون سوژه مشایی از طریق سوژههای جدید محقق شود. بر همین اساس، تعدادی رسانه - كه بهترین نام برای آنها روزی نامه است - بار دیگر مرتكب تخلف صریح از قانون شدهاند و البته همزمان با ارتكاب تخلف، وجود منافذی در سیستم اطلاعاتی و امنیتی كشور را نیز آشكار ساختهاند. این رسانهها، به ادعای خود اتهاماتی را متوجه برادر همسر مهندس موسوی نمودند و گروهی دیگر نیز مسئول رسانهای ستاد انتخاباتی موسوی را ازاتهام افكنیهای مهرورزانه خود بهرهمند ساختند. آنچه به عنوان اعترافات و اتهامات دستگیر شدگان در رسانههای خاص منتشر میشود نه تنها جای نگرانی ندارد بلكه در نهایت به نفع دستگیر شدگان واصلاح طلبان خواهد بود زیرا اقدام غیرقانونی رسانههای خاص و سكوت نهادهای رسمی در برابر این قانون شكنیآشكار،در واقع ثابتكننده ادعای گروهی از اصلاح طلبان مبنی بر وجود نوعی پیوند میان گروهی از سیاستپیشگان مدعی اصولگرایی- عمدتاً حامیان دولت- با برخی حوادث و اقدامات پس از انتخابات میباشد. ادعای هماهنگ تعدادی از سایتها و روزنامههای حامی دولت علیه مدیر عامل سابق ایسنا و اقدامات مشابه- كه براساس اطلاعات دریافتی، در روزهای آینده صورت خواهد گرفت- نیز، از سناریونویسان مستأصل حامی دولت مشكلی حل نخواهد كرد. زیرا آنها در سالهای گذشته هم، این روش شاهانه را در پیش گرفته بودند كه »هركه با ما نیست بر ماست و باید برود.« نگارنده بر این باور است كه آنچه رئیس رژیم سابق ایران در خصوص مخالفان خود گفت ناشی از روحیهای است كه هم اكنون در بعضی افراد دیده میشود. آنها چون همه چیز را متعلق به خود میدانند با اقدامات خود به دنبال تشویق مخالفان و منتقدان هستند كه »اگر آسودگی میخواهید یا عرصهسیاسی ایران را ترك كنید یا خاك ایران را وگرنه...»
دست و پا زدنهای عجیب چند رسانه پر سروصدا علیه ابوالفضل فاتح - از مسئولان رسانهای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی- ظاهرا یك نمونه است اما حاوی پیام جدی برای بسیاری از كسانی است كه با »بعضی افراد« نیستند و به رقبای آنها، علاقمند هستند. فاتح را بسیاری از فعالان سیاسی دو جناح میشناسند. او بنیانگذار خبرگزاری ایسنا بود و در پایان سالها فعالیت موفق و موثر در این خبرگزاری نوپا، پس از انتخابات ریاست جمهوریسال 84 مسئولیت را واگذاشت تا براساس بورس اعطایی جهاد دانشگاهی به ادامه تحصیل بپردازد. او در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری به ستاد موسوی پیوست و برنامه تبلیغاتی كم خرج اما موثر این ستاد را با همراهی گروهی دیگر از جوانان بی ادعا پیگیری كرد. با پایان گرفتن فعالیتهای انتخاباتی، او عازم محل تحصیل خود - انگلستان - بود كه به صورت ناگهانی با حكم ممنوعیت خروج از كشور مواجه شد. این حكم با پیگیری افرادی كه هیچ یك از آنها وابستگی به جناح اصلاح طلب نداشتند لغو و فاتح با تاخیری دو هفتهای از كشور خارج شد.
دو هفته پس از خروج مدیر عامل سابق ایسنا از كشور، یكی از لابیكنندگان برای رفع مشكل فاتح، خبری را افشا كرد كه امكان «كش دادن» سوژه مشایی را منتفی میكرد. این خبر صدور دستور كتبی رهبری برای بركناری معاون اول احمدی نژاد بود. سناریونویسان پروژه مشایی كه از افشا كننده این خبر به شدت عصبانی شدند فرصت را غنیمت شمردند تا هم از فاتح انتقام بگیرند و هم از كسی كه برای حل مشكل او، به رایزنی پرداخت و افشاگری اخیر او در خصوص دستور كتبی مقام رهبری، محاسبات سناریونویسان برای بهرهبرداری طولانی مدت از «سوژه مشایی» را برهم زد!
اما اتهام افكنیهای طنز آلود برخی رسانههای حامی دولت علیه این مسئول رسانه ای ستاد موسوی، یك هدف دیگر را نیز تعقیب میكند. این هدف ارسال پیام شاهانه برای مخالفان و منتقدان بعضی سناریونویسان است كه «هر كس دیدگاه این مدعیان اصولگرایی را قبول ندارد تا زمانی كه دست از فعالیت برندارد از هیچگونه امنیتی برخوردار نیست». به صورت خاص، اشخاصی مانند فاتح بایستی این پیام را بگیرند و برای آسودگی از خطرات مختلف، به ایران بازنگردند یا روزی به ایران برگردند كه سیاست را برای همیشه ترك كردهاند! این، همان پیامی است كه مبدع آن هماكنون سی سال است زیر خروارها خاك، پاسخگوی اقدامات و اظهارات خودپسندانه میباشد. او كه مخالفان خویش را به رفتن از ایران تشویق میكرد این توفیق را نداشت كه در خاك مقدس ایران دفن شود و قاعدتاً هر كس كه به آن خصلت شاهانه مبتلا شود سرنوشتی غیر از این نخواهد داشت.
حضرات حق دارند عصبانی باشند اما ظاهراً یك نكته را فراموش كردهاند كه صاحب این خاك و مُلك، كسی نیست جز ملت ایران؛ همان ملتی كه در عین فروتنی، همیشه در برابر خودپسندان ایستاد و در آینده نیز خواهد ایستاد. پس ای كاش عصبانیت مفرط، چشم آقایان را بر بعضی حقایق نبندد كه هم عرض خود را خواهند برد و هم ملت را به زحمت خواهند انداخت.