یادداشت روز مردمسالاری/در باب بیحرمتی به آیتالله هاشمی رفسنجانی
فروزان آصف نخعی: یک خبرگزاری دولتی به اعضایش بخشنامه کرده بود که از این پس از هاشمی رفسنجانی لقب آیت الله را حذف کرده وبه حجت الاسلام ویا رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام (بدون ذکر ریاست ایشان بر مجلس خبرگان) استفاده کنند. در قرن بیست و یکم، برخی روشهای ما هم خرافی وهم تحقیرکننده وهم توهم زاست. توهم زا از این منظرکه گمان می کنیم ما مرجع اصلی حقیقت عالم هستیم و اگر ما گفتیم که یکی آیت الله نیست و باید به حجت الاسلامی بسنده شود الان همه منتظر پاسخ ما به عنوان تبلور حقیقت مطلق برای تعیین منزلت دیگران نشسته اند تا براساس آن به رتق وفتق اموربپردازند. گویی دراین جهان این کلمات هستند که برای ما نقش تعیین می کنند نه آن چه در واقعیت مستقل از ذهن ما وجود دارد.
برخورد این چنینی با آیت الله رفسنجانی - همانند برخی سخنانی که دو شب پیش در مرقد مطهر حضرت امام(ره) مطرح شد - به یک معنی رهایی از شایسته سالاری است که مرزهای ارتقا در کشور را ویران می کند وزندگی خرافی برای رسیدن به رفاه یک شبه که جزبا رانت و ارتباط میسر نیست را وعده می دهد و این یعنی ام الفساد، ام الفساد برای جوانکی که بسیاری از راه های علمی ارتقا را بسته می بیند. از پس گذرسالیان بسیار، اکنون به خوبی قابل درک است که چرا سید جمال می گفت برای معرفی اسلام باید اول بگوییم مسلمان نیستیم و بعد به معرفی اسلام بپردازیم. با این وضعیت، منتسب کردن اسلام به مسلمانانی که با تحقیر سعی دارند جایگاه نظام شایسته سالاری را به عقب نشینی بیشتر وادار سازند مرا به یاد این آیه قرآن می اندازد فویل للمصلین وای بر نمازگزاران، الذین هم عن صلاتهم ساهون، الذین هم یراعون، ویمنعون الماعون کسانی که در نمازشان سهل انگارند. و به عبارتی نمازشان درعمل شان جایی ندارد و تنها به ظواهری بسنده می کنند و در عمل از اصول قرآنی به دوراند زیرا راه رشد آدمیان را سد می کنند وسعی دارند آنان را براساس ذهنیت خود، کاهش مرتبه داده و بشکنند. به همین دلیل است که در سوره عنکبوت قرآن می فرماید آیا گمان کردید همین که گفتید ایمان آورده ایم کافی است و شما را آزمایش نمی کنیم؟ کما این که گذشتگان نیز این گونه به محک ابتلا وآزمایش زده شده اند. اینها را نمی گویم که تنها به دفاع از یک شخصیت پرداخته باشم بلکه از این جهت تذکار آن را ضروری می دانم که پیامدهای چنین برخوردهایی که خرافه گرایی، تعطیلی عقل و برنامه ریزی، ازهم گسیختگی و تثبیت توسعه نیافتگی است را گوشزد و تاکید کرده باشم; با این روشها نه تنها درایران حوزه تمدنی فعال نخواهد شد که عکس آن یعنی تشدید توسعه نیافتگی به وقوع خواهد پیوست; طالع بینی ورویش دیگر خرافه ها جز با تعطیلی عقل مگر توجیه دیگری دارد؟