یکی در گوش پاستورنشینها نجوا میکند؛ آقایان تیغتان نمیبرد
اعتماد، صبا آذرپیک: «گفته بودیم تلافی می کنیم». این اولین بار نیست که تهدید می کنند حامیان محمود احمدی نژاد در مجلس؛ «آقایان تیغ تان نمی برد.» این هم پاسخ دوستان آقای رئیس مجلس است در برابر کرکری های این 80 نفر. این بار دعوا بر سر صندلی ریاست فراکسیونی است که راستی ها برای خودشان درست کردند. قرار بود هیاتی راه بیندازند که در آن جمع شوند و نقشه بکشند برای بردن در برابر رقیب های کم اصلاح طلب. اما حالا برای باختن همدیگر نقشه می کشند و دعوا می کنند که کی رئیس شود و بقیه مرئوس، دعوا سر این است که علی لاریجانی رئیس هیات باشد یا مرتضی آقاتهرانی یا حدادعادل. دعوا سر ابزار قدرت است.
علی لاریجانی یک سال است همه ابزار قدرت را در دست داشته و به اعتقاد حامیان احمدی نژاد از این قدرت به جای اینکه برای تضعیف اصلاح طلب ها استفاده کند برای تضعیف دولت احمدی نژاد استفاده کرده و حالا وقت پس گرفتن این ابزار از دست لاریجانی است. بیشتر از یک سال نیست که در این هیات دور هم جمع شده اند اما همین مدت کوتاه چندین بار بین شان دعوای جدی سر گرفته. اول کار همه راضی بودند علی لاریجانی رئیس باشد، همه جا از رئیس مجلس بودن گرفته تا رئیس این هیات خودی ها، اما زیاد طول نکشید که مردان احمدی نژاد پشیمان شدند از دادن این همه امتیاز. گلایه دارند که علی لاریجانی حرمت نگه داشته و با احمدی نژاد هر آن کرده که دوست داشته و هیچ مصلحتی برایش مصلحت نیست و حالا عزم کرده اند بگیرند آنچه به امانت سپرده بودند به این رئیس ناامین، هرچند لاریجانی و حامیانش برای خودشان تیمی قوی شده اند و معتقدند مدعیان تازه نمی توانند و رایحه خوشی ها هم خیلی مطمئن هستند که این بار «می برند» و قبول ندارند مردان لاریجانی قوی هستند، این ساده ترین روایتی است که می توان از دعوای داخلی میان اصولگرایان داشت.
اگرچه مردانی که خودشان را رایحه خوشی نامیدند در پنج ماه گذشته هر آنچه از دست شان آمده برای سنگ اندازی جلوی راه لاریجانی استفاده کردند اما تاکنون در فتح حتی یک سنگر هم موفق نبودند و این باخت های متوالی تنها سبب شده هر بار که تهدید جدیدی می کنند با لبخندی از سوی دوستان اصولگرایشان مواجه شوند؛ از تلاش هایی که سال گذشته می کردند تا لوایح و طرح هایی که مخالف نظر لاریجانی است در مجلس تصویب شود تا همان طوماری که تا دقیقه 90 هم نتوانستند امضای فراکسیون اصولگرایان را زیر آن قرار دهند. این مورد آخر کینه بدی را در دل رایحه خوشی های بهارستان ایجاد کرده و این بار هم قسم شدند تعارف و مصلحت و اصولگرایی و وحدت و... همه و همه را کنار بگذارند و «همه» برای حذف «یکی» تلاش کنند. کینه یی که این اواخر در دل حامیان احمدی نژاد در مجلس ایجاد شده خیلی جدی تر از آن است که با دو ریش سفیدی حل شود، گرچه هیچ اصولگرایی در بهارستان هنوز «جرات» نکرده رو در روی علی لاریجانی به عنوان رقیب قد علم کند. اما هر بار که لاریجانی در برابر یک انتخاب قرار می گیرد این داستان های تکراری دوباره تکرار می شود. هنوز از «شکست» جالب شان در انتخاب رئیس مجلس نگذشته اما باز هم به فکر نقشه جدید هستند.
آن دفعه هر قدر تلاش کردند به گوش نماینده های بهارستان بخوانند که این لاریجانی برای منافع خودش فرمان مجلس را به هر طرف که بخواهد می چرخاند، گوش نماینده ها بدهکار نبود و آنقدر با رای بالا به لاریجانی رای دادند که مصداق این تکیه کلام همیشگی لاریجانی قرار گرفتند؛ «بدجور رای نیاورد.» نقشه شکست مردان احمدی نژاد، حال پله آخر است. اگر این بار هم ببازند دوستان احمدی نژاد در مجلس دیگر به این زودی ها نمی توانند سر بلند کنند؛ البته این روایت مردان لاریجانی از این ماجراست، مردان احمدی نژاد این روزها بدجور مغرور شده اند به بردی که در برابر باهنر داشتند و فکر می کنند حالا که آنقدر قدرت دارند که یکی مانند باهنر را به زمین بزنند پس لاریجانی را هم می توانند به آب خوردن کنار بگذارند. آنها می گویند اگر بردی بوده تاکنون برد کاریزمایی بوده برای لاریجانی و حالا پس از یک سال، دیگر این کاریزما رنگ باخته و «لاریجانی» دیگر لاریجانی نیست. در این میان هم خیلی از اصولگراهای مجلس که دل شان برای اصولگرایی پر می زند خون گریه می کنند و فریاد «وااسفا اصولگرایی»شان در هرم بهارستان پیچیده. کاری ندارند لاریجانی می برد یا آقاتهرانی و روح الله حسینیان می گویند چه لاریجانی ببرد چه احمدی نژاد، باخت «اصولگرایی» است. اما رایحه خوش خدمتی ها صدایشان بلند است که چرا آن روزهایی که لاریجانی سبب شد اصولگرایی خنده زار اصلاح طلب ها شوند کسی صدایش درنیامد و فریاد «وا اصولگرایی» سر ندادید که چرا هیات راستی ها حاضر نیست از احمدی نژاد در برابر دو رقیب اصلاح طلب دفاع کند و حالا «وقت تلافی است».
اما آیا امروز و فردا روز واقعه برای لاریجانی فرامی رسد؟ مهم نیست که مردان لاریجانی انکار می کنند و مردان احمدی نژاد در حال تدارک دیدن سور و سات جشن پیروزی هستند. مهم آن رای هایی است که بالاخره به جام علی لاریجانی ریخته خواهد شد و شاید مهم تر از همه آنها این باشد که مردی از طایفه اصولگرایی بهارستان جرات کند جلوی آقا علی قدعلم کند. همه از هم درگوشی سوال می کنند چه کسی چنین جراتی می کند؟
حدادعادل اگر راست بگوید، تصمیم ندارد به چنین ریسک بزرگی تن بدهد. خودش می گوید حوصله ندارد. البته برخی می گویند از وقتی دیده چطور لاریجانی آب به آسیاب دشمنان اصلاح طلب ریخته، کمی مردد شده در این روزه سیاسی. و این روزها نمودش را در ناسزاهایی که نثار اصلاح طلب ها کرده، نشان داده. وقتی حدادعادل استاد ادب و اخلاق و مرد فرهنگ این طور در کوباندن اصلاح طلب ها پیشی می گیرد پس عجیب نیست اگر یک روز صبح که به مجلس می آید هوس کند با علی لاریجانی برای «یک صندلی» رقابت کند. اما اگر حدادعادل گوشش را بچرخاند تا تحریک های رایحه خوشی ها را نشنود و ابزاری در دست مردان احمدی نژاد برای بردن نشود، بازی خیلی خیلی سخت می شود برای مردان احمدی نژاد.
این را دیگر خودشان هم می دانند که نه روح الله حسینیان در حد ایستادن روبه روی لاریجانی است، نه آقاتهرانی معلم اخلاق. شاید به همین دلیل است که مردان لاریجانی این طور پیغام می دهند؛ «تیغ تان نمی برد.» البته همیشه در میدان بازی برخی ها رو بازی می کنند و برخی پشت پرده. آنهایی که در رایحه خوشی ها زیرک ترند و ایمان دارند به باخت دوستان تندرویشان، نقشه جدیدی کشیدند و دستور دادند این دو سه روز آخر همه طبق آن بازی کنند «آقای لاریجانی خودش به خاطر منافع اصولگرایی کنار می کشد.»
می گویند علی لاریجانی وقتی شنیده، خندیده و گفته مگر مصالح یکی دوروزه تغییر می کند؟ همان مصلحتی که سال گذشته احساس کردم و ریاست اصولگراها را برعهده گرفتم مگر از بین رفته تا بخواهم صندلی ام را به فرد دیگری بدهم؟ رایحه یی ها می گویند تغییر کرده و تو ظرفیت آن را نداری که هم رئیس مجلس باشی و هم رئیس هیات راستی ها، خسته می شوی، و مردان لاریجانی تکه بار دوستان می کنند که از کی تا حالا خسته شدن زوری است؟
برخی هم به ظن خودشان یک مسابقه گذاشته اند؛ «کی از همه اصولگراتر است؟» و برخی داد می زنند «من، من». نگاه که می کنی، می بینی دستان رایحه یی ها بالاست و دوباره مردان لاریجانی می خندند و می گویند «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی»، این که نشد، خودتان می پرسید و جواب می دهید اگر شهامتش را دارید بیایید وسط میدان بپرسید تا همه نماینده ها جواب تان را بدهند....
این طوری است حال و روز مردان احمدی نژاد در مجلس. خودشان می دانند اگر این صندلی برای یک سال دیگر به علی لاریجانی برسد باید فاتحه بسیاری از برنامه ها را بخوانند، خیلی نامه و طومار مانده در ویترین اصولگرایی که می خواهند در حمایت دولت احمدی نژادی و وزرای دهمی و مشاوران و معاونان و... امضا و مهر هیات اصولگرایی را به پایش بزنند و برای خوش آمدن آقای رئیس پاستور به آدرسش پست کنند و اگر لاریجانی رئیس بماند و مهر و امضاها دستش، باید هنوز خاک بخورد این طومارهای خاک خورده و رویاهای انبارشده که لاریجانی نشان داده مرد امتیاز دادن به برخی نیست، آن طور که بود مجلس هفتم و حدادعادل...
و چند فرسنگ دورتر پاستور چقدر نگران است از این دعوای جدید و پرش آخر که چندان امیدی ندارد به پریدن مهره هایش، که اگر ببرند چه شاد می شود دل هایی که این چند ماه نالید از رفتارهای علی لاریجانی اصولگرا؛ او که مته گذاشت بر زخم اصولگرایی و کرد کارهایی را که نباید می کرد، هنوز زخم کمیته ویژه و حقیقت یاب خوب نشده و هنوز یادشان می آید آن گفت وگوی ویژه خبری لاریجانی در حمایت از مردم معترض را، هنوز یادشان هست که اگر لاریجانی هم پشت شان بود شاید بازی اینقدر سخت نمی شد و اصلاح طلب ها اینقدر قدرت نمی گرفتند...
خلاصه علی مقصر است و باید جواب پس بدهد اما یکی در گوش شان می گوید «تیغ تان نمی برد، خواهید دید...»