پارلماننیوز: شب گذشته «رسانه میلی» مستندی جهتدار و با هدف تخریب تلاشهای هستهای دولت اصلاحات، وارونه نشان دادن حقایق و نیز خلاصه کردن تمامی دستاوردهای هستهای کشورمان در بیست سال گذشته به دوران ریاست احمدینژاد بر دولت، دستاوردهای هستهای دولت اصلاحات و موضع سیدمحمد خاتمی در این خصوص را در حالی مرور میكنیم که مردم کشورمان در سالهای اخیر با گوشت، پوست و حتی جان خود در کنار تولیدگران و فعالان عرصه اقتصادی دستاوردهای هستهای دولت احمدینژاد را حس کردهاند و حسرت روشن شدن یک لامپ با انرژی هستهای نیروگاه بوشهر علیرغم تمامی تبلیغات بر دل همه مانده است.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، نهم مرداد ماه 1384 خبرگزاری جمهوری اسلامی نوشت:
" سیدمحمد خاتمی" رییس جمهوری در پاسخ به گزارش "حسن روحانی " دبیر شورایعالی امنیت ملی درباره " پرونده هستهای كشور" از تلاشهای تیم مذاكره كننده ایرانی قدردانی كرد. خاتمی در حاشیه گزارش روحانی كه روز یكشنبه منتشر شد، نوشت: باتشكر از گزاش خوبی كه ارسال كردهاید لازم میدانم از جنابعالی كه همواره با تدبیر شجاعت و تلاش چشم گیر در همه عرصههای سخت انقلاب و مدیریت كشور بخصوص در عرصه ساماندهی به امنیت ملی منشا خیر و خدمت بودهاید سپاسگزاری كنم.
رییس جمهوری در پاسخ خود اضافه كرد: مطمئن هستم كه تدبیر و اندیشه شما و جمع بندیهای ارزندهای كه در دبیرخانه شورایعالی ارائه شده، سبب جلوگیری از بروز بحران و حل بحرانها به طریق مناسب شده و موجب حفظ و تقویت امنیت كشور گردید.
خاتمی خطاب به روحانی افزود: بطور ویژه باید از جنابعالی بخاطر خدمت ارزندهای كه برای كشور درجریان مسائل هستهای به عنوان امین شایسته رهبری ، ملت و دولت به انجام رساندید تقدیر كنم.
خاتمی تصریح كرد: آنچه دراین فرایند حاصل شد نشان داد كه اولا مذاكره و طی طریق دیپلماسی نیز بسیار مهم است و ثانیا به یاری خداوند توان ما برای جذب وكسب منافع ملی از این طریق نیز توان بالایی است.
رییس جمهوری افزود: قطعا اگر طی این طریق كه دست آوردهای ارزندهای داشت نبود، امروز با مشكلات فراوانی روبرو بودیم. خاتمی ادامه داد: همه عزیزانی كه فداكارانه دراین عرصه گام نهادند موجب رفع بسیاری از تهدیدها و حتی تبدیل تهدیدها به فرصت شدند، گرچه هنوز تهدید و خطر وجود دارد ولی امیدوارم كه دولت آینده نیز قادر باشد كه با موفقیت راه كسب منافع و افتخار ملی را طی كند.
رییس جمهوری همچنین نوشت: من بطور ویژه باید از گروه مذاكره كنند كه بخوبی از سوی وزارت امورخارجه ، سازمان انرژی اتمی وسایر دستگاهها و بخصوص دبیرخانه و شخص جنابعالی پشتیبانی شد تشكر كنم و كار ارزنده آنان را افتخاری دیگر در ادامه افتخارات ملی بدانم.
خاتمی افزود: خود من و نیز شما شاهد بودهاید كه این عزیزان كه به اصرار ما و تایید نظام قدم دراین وادی نهادند چه خوب از عهده مسوولیت دفاع از منافع ملی و رفع تهدیدات و عرضه منطقی مطالب برآمدند.
رییس جمهوری در پاسخ خود اضافه كرد: از آنچه دراین مدت نسبت به بعضی عزیزان در بعضی محافل و رسانهها بناحق رواداشته شد متاسفیم ولی اطمینان دارم كه جامعه ما و نظامقدردان عزیزان است و نیز حرمت والای جنابعالی را كه واقعا از سرمایههای ارزنده كشور و انقلاب هستید نگاه خواهد داشت .
خاتمی برای روحانی آرزوی موفقیت موفقیت كرد و نوشت: دوران همكاری با شما را به عنوان خاطرهای سرشار از موفقیت برایخود حفظ خواهم كرد. گفتنی است حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در نامهای به آقای خاتمی رییس جمهوری گزارشی درباره پرونده هستهای كشور ارایه كرده بود. در این گزارش "مهار بحران و دور كردن تهدید از كشور"،" مصون نگه داشتن تاسیسات و امكانات موجود"، " توسعه و تقویت ظرفیت ها"،" ترمیم و تقویت موضع حقوقی" و " تبدیل بحران به فرصت" از جمله اهداف و دستاورهای مذاكرات هستهای عنوان شده است.
سپس حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در آخرین روزهای فعالیت دولت ، در نامهای خطاب به سید محمد خاتمی، رییس جمهوری و رییس شورای عالی امنیت ملی، از پرونده هستهای ایران گزارشی را به وی ارایه كرده بود.
در این گزارش "مهار بحران و دور كردن تهدید از كشور"،" مصون نگه داشتن تاسیسات و امكانات موجود"، " توسعه و تقویت ظرفیت ها"،" ترمیم و تقویت موضع حقوقی" و " تبدیل بحران به فرصت" از جمله اهداف و دستاورهای مذاكرات هستهای عنوان شده است.
متن كامل نامه حسن روحانی به شرح زیر است:
حضرت حجتالاسلام و المسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
ریاست محترم جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی
احتراما، لازم دیدم در روزهای پایانی دولت شما در رابطه با مسئولیت اینجانب نسبت به پرونده هستهای كشور گزارشی را خدمت شما ارایه نمایم. از اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی یكی از تصمیمات اروپا و غرب به رهبری آمریكا علیه جمهوری اسلامی ایران این بود كه ایران را برای همیشه از انرژی هستهای محروم نمایند. برهم زدن توافقات انجام شده در زمینه هستهای با رژیم گذشته توسط آمریكا، لغو قرارداد مربوط به نیروگاه دارخوین و عدم تحویل گاز هگزا فلوراید خریداری شده و ایجاد محدودیتهای فراوانی در شركت اوردیف توسط فرانسه، ممانعت از اجرای قرارداد مربوط به فرآوری كیك زرد از طرف انگستان و متعاقبا تحریم جامع و وسیع فنآوری و تجهیزات و حتی دانش هستهای اقداماتی بود كه مجموعه كشورهای غربی و به ویژه آمریكا به صورت یكپارچه و فراگیر علیه ایران اعمال نمودند تا مطمئن شوند كه ایران هیچگاه و تحت هیچ شرایطی به این فنآوری دست نخواهد یافت. این موضع غیرقانونی در واقع بخشی از مواضع خصومت آمیز غرب علیه ایران است كه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی به طرق مختلف ابراز و اعمال شدهاست. حاكمیت نظام اسلامی، امنیت ملی و تمامیت ارضی كشور هیچ زمان در طول بیست و هفت سال گذشته مورد حمایت و حتی مورد پذیرش آنها به صورت واقعی قرار نگرفت. تفكر حاكم بر ایران و اراده این ملت بزرگ مبتنی بر استقرار و ترویج مردم سالاری دینی و استقلال طلبی و عدالتخواهی هیچگاه خوشایند غرب نبوده و نخواهد بود. بنابراین در هیچ مقطعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی روابط ایران و غرب شكل عادی و تمام عیار به خود نگرفت. بالاترین حد مذاكرات ایران با اروپا مذاكرات انتقادی بود كه پس از سالها به مذاكرات سازنده تبدیل شد كه از حیث محتوا همان وضعیت انتقادی حفظ شد و هیچگاه تعهد واقعی سیاسی، امنیتی و اقتصادی را از جانب اروپا شامل نگشت.
جهتگیری اروپاییها در این فرآیند منطبق با هدف اعلام شده آمریكا مبتنی بر تغییر رفتار و تغییر ماهیت جمهوری اسلامی بود. آمریكا این هدف را با زبان تهدید و اروپا آن را با بیان انتقادی دنبال میكردند. ماموریت اصلی شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس آن، ضمن پیشبینی حوادث مهم، پیشگیری و مقابله با بحرانهای امنیتی داخلی و تهدیدات خارجی و ارتقاء امنیت ملی از طریق تقویت اقتدار ملی و كشف توطئههای دشمنان و دفع آنها بوده است.
طی ۱۶ سال گذشته گستره وسیعی از موضوعات و مسایل ملی و بینالمللی در زمینههای دفاعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در این شورا مطرح و مورد بررسی قرار گرفت و برنامههای لازم مورد تصویب و به اجرا درآمد. مهمترین این موضوعات شامل تحولاتی بود كه میتوانست امنیت كشور را به طور جدی مورد تهدید قرار دهد: بخش عمدهای از مذاكرات با عراق كه منجر به آزادی اسرای سرافراز كشورمان و پایان اشغال میهن عزیزمان و متجاوز شناختن عراق در سازمان ملل متحد شد، پیش بینی به موقع تجزیه شوروی سابق و اقدامات مناسب نسبت به همسایگان شمالی، حمله عراق به كویت و ورود نیروهای ائتلاف به منطقه و نحوه موضعگیری كشورمان در این تحولات مهم، بحران ایران و افغانستان پس از حاكمیت طالبان و بهویژه پس از ترور دیپلماتهای كشورمان توسط طالبان كه تا سرحد جنگ پیش رفت، اشغال افغانستان و سپس عراق و تغییر حكومتها دراین دو كشور، تحولات اخیر لبنان پس از خروج نیروهای سوریه، نحوه مقابله با تروریسم بینالمللی و مدیریت ساماندهی این مساله، عبور از معضلات و بحرانهای داخلی، اقدامات به موقع اقتصادی منجمله تغییر سبد ذخائر ارزی كشور و تبدیل بخش قابل توجهی از ذخائر دلاری كشور به سایر ارزهای معتبر كه سود چند میلیارد دلاری برای كشور به همراه داشت، جزو موضوعات مهمی بود كه با تدبیر و برنامهریزی نه تنها تهدیدات بزرگ را دفع كرد بلكه در مجموع جایگاه و اقتدار كشور ارتقاء یافته و دامنه تاثیر و نفوذ كشور در منطقه بسیار وسیعتر و عمیقتر از گذشته شدهاست. مجموعه این اقدامات بر مبنای تحلیلهای دقیق، شناخت كامل از وضعیت كلان كشور و برنامهریزیهای واقعگرا و عملی تدوین و تدبیر شدهاند. این نكته از ابتدا مطرح بوده و هست كه تعارض جهان غرب با جمهوری اسلامی ایران پایان نخواهد یافت مگر آنكه توانایی كشور در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی و علوم و فنآوری به سطحی برسد كه روابط متوازن و عادلانه با ایران اجتناب ناپذیر شود.
با عنایات خداوند متعال، ایثار مردم غیور و تلاش مسئولان بخش مهمی از این هدف برآورده شده و اقتدار ملی و بهتبع آن امنیت ملی بهنقطه پایدار و مستحكمی رسیدهاست. جنابعالی در طول ۸ سال گذشته در جریان جزییات مباحث و تصمیمات این شورا بودهاید، مهمترین این مباحث در دوسال اخیر كه نقش تعیینكننده ای در امنیت ملی كشور داشته و به همین علت مورد توجه عمیق افكار عمومی بوده، موضوع هستهای است .
محرومیت تحمیل شده از جانب غرب در زمینه فعالیتهای صلح آمیز هستهای هیچ گاه برای جمهوری اسلامی ایران قابل پذیرش نبوده است. برای ما روشن بود كه با كاهش تدریجی منابع هیدروكربن،انرژی هستهای ظرف دهههای آتی به عنوان منبع سوم انرژی پس از نفت و گاز نقش وسیعی در تامین سوخت ایفا خواهد كرد. لذا ایجاد، حفظ و توسعه توان ملی در این صحنه به عنوان یك ضرورت تلقی شده و برغم محدودیتهای گسترده بینالمللی به طور جدی و مستمر پیگیری شد.
در سالهای اخیر مذاكرات متعددی با كشورهایی كه قابلیت همكاری با ایران را داشتند صورت گرفت ولی اغلب این تلاشها بینتیجه ماند یا نیمه كاره رها شد . تنها در مورد نیروگاه بوشهر این همكاری توام با مشكلات فراوان استمرار یافت، گرچه مخالفت آمریكاو غرب تاخیر پروژه را به همراه داشت . در سه دوره متوالی ریاست جمهوری در آمریكا ممانعت از ساخت و تكمیل نیروگاه بوشهر و مهمتر از آن، جلوگیری از تحویل سوخت نیروگاه به ایران در دستور كار مذاكرات سران روسیه و آمریكا بوده و اروپا نیز با آمریكا در این باب هم نوایی كرده است.
بنابراین برای ایران گریزی نبود جز آن كه این فن آوری را تا سرحد امكان در داخل كشور ایجاد كند. در ۶ سال اخیر جلسات منظم در سطوح مختلف با مشاركت مسوولان عالی رتبه كشور تشكیل شد تا امكانات و قابلیتهای كشور را به گونهای هماهنگ برای دستیابی به فن آوری هستهای بسیج كند.
این تلاشها با عنایت ویژه مقام معظم رهبری و حمایت تمام عیار جنابعالی و اقدامات ارزشمند سازمان انرژی اتمی و نبوغ وتلاش دانشمندان كشور بتدریج به نقطهای رسید كه دنیا ناگزیر شد توان هستهای ایران را باور كند. امروز ایران صاحب یك فنآوری هستهای بومی است كه برخاسته از مردم و متعلق به مردم است و چون بومی است قابل انتزاع از كشور نخواهد بود. تصمیم بر این بود كه پس از حصول نتیجهنهایی ،برنامه ریزی و اقداماتی كه در این دوران برای كسب فن آوری صلح آمیز و تجربه اندوزی صورت گرفته به طور كامل به مردم و نهادهای بینالمللی گزارش شود. ولی گزارش جاسوسان بینالمللی و مزدوری منافقین كه میخواستند با دروغ پردازی واتهام فعالیت غیر صلح آمیز این دستاورد مهم ملی را به دشمنان ایران واگذار كند،این برنامه را با مشكل مواجه نمود. در ابتدای امر كارشناسان سازمان انرژی اتمی و وزارت امورخارجه تلاش كردند با تبیین و توضیح اقدامات صلح آمیز انجام شده و گفت و گو با بازرسان آژانس موضوع را حل وفصل كنند،ولی این اقدامات نتیجه بخش نبود و وضعیت بتدریج بحرانی شد تا آنكه به صدور یك قطعنامه سنگین و تهدید آمیز علیه جمهوری اسلامی ایران در شهریورماه سال ۱۳۸۲ انجامید.
این بحران باعث اختلال جدی در وضعیت سیاسی و اقتصادی كشور شد و می رفت تا امنیت ملی را در مخاطره قرار دهد. در این مقطع آمریكا احساس میكرد در عراق به پیروزی بزرگ و سهلالوصول دست یافتهاست و بر این اراده بود كه به بهانه واهی تسلیحات هستهای ایران را در نوبت بعدی اقدامات خصومت آمیز خود قرار دهد .
در این شرایط بود كه به ناچار شورای امنیت وارد صحنه شد و در جلسه سران نظام تصمیم براین شد كه فرماندهی و مدیریت عبور از بحران به یك نفر واگذار شود. لذا جنابعالی با كسب نظر مقام معظم رهبری وتاكید سران قوا و با هدف ایجاد هماهنگی كامل بین كلیه نهادهای ذیربط داخلی،در نیمه مهرماه سال ۱۳۸۲ مسوولیت امر را به اینجانب واگذار نمودید ومن برغم عدم تمایل و پیش بینی مشكلات فراروی امر،به دلیل شرایط كشور وتاكید جنابعالی و توصیه موكد مقام معظم رهبری،مسوولیت امر را پذیرفتم. با بحثهای انجام شده در سطوح كارشناسی و وزرا،پنج مرحله برای مواجهه با این موضوع پیش بینی وبرنامه لازم تدوین شد.
۱ مهار بحران و دور كردن تهدید از كشور ۲ مصون نگه داشتن تاسیسات و امكانات موجود ۳ توسعه و تقویت ظرفیت ها ۴ ترمیم و تقویت موضع حقوقی ۵ تبدیل بحران به فرصت .
مرحله اول با فوریت و حساسیت ویژه همراه بود، چون هم اظهار موارد قصور و هم عدم اظهار آنها میتوانست بهانه برای ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل شود. هدف آمریكا تكرار مصوبات عراق در مورد ایران بود تا بازرسان دسترسی های نامحدود به امكانات، تجهیزات و افراد پیدا كنند و با عدم پذیرش مصوبات شورای امنیت به وسیله ایران ،مراحل بعدی تهدید تا عملیات نظامی در دستور كار قرار گیرد تا نهایتا آمریكا بتواند نیت اصلی خود را كه مقابله با نظام است پی گیرد. در آن مقطع دو دیدگاه افراطی و تفریطی در داخل كشور مطرح بود ،گرچه هردو گروه پشتوانه و حمایت محدودی داشتند ولی در عین حال تصمیمگیری منطقی و مدیریت مدبرانه را در این موضوع با مشكل مواجه كرده بودند.
نظریه افراطی مبتنی بر مقابله مستقیم ،بی اعتنایی به قطعنامه آژانس و نهایتا خروج از معاهده ان.پی.تی بود و براین اعتقاد استوار بود كه طرف مقابل در برابر این اقدامات فورا عقب نشینی خواهد كرد و از موضع ضعف امتیازات بزرگی به ایران اعطا خواهد كرد. شیوهای كه كره شمالی اتخاذ نموده بود، سرمشق این تفكر بود ، متقابلا نظریه تفریطی مبتنی بر پذیرش كامل خواستههای آمریكا و صرف نظر كردن از توانایی هستهای در قبال برخی از امتیازات از جانب غرب بود.
تصمیم لیبی به نابود كردن تجهیزات هستهای نیز سرلوحه این دیدگاه تلقی میشد. هیچ یك از این دو نظر مورد تایید نظام نبود ،نه كشور در آن مقطع هنوز برای مواجهه باتهدیدات بزرگ خود را آماده كرده بود و نه از دست دادن همه دستاوردها در اولین فشار دشمن با نظر ملت وجایگاه بلند كشور و منافع ملی سازگاری داشت. لذا مقررشد با تدبیر و برنامه ریزی حساب شده و همه جانبه هم آمادگی برای مقابله باتهدیدات احتمالی ایجاد شود و هم فناوری هستهای حفظ و تقویت شود وهم چالش به وجود آمده به عادیسازی و ارتقاء جایگاه سیاسی ایران منجرشد. دو موضوع در دستور كار قرار گرفت ، حل مسایل فنی - حقوقی بر مبنای اظهار برنامه هستهای و همكاری كامل با آژانس از طریق اجرای كامل پروتكل الحاقی و راهكار سیاسی از طریق مذاكره باكشورهای موثر و ذی نفوذ در صحنه بینالمللی. برای مقابله با تهدید فوری گزینههای مختلف بررسی شد. بدیهی است مدعی اصلی علیه ایران در موضوع هستهای آمریكاست و قابلیت این كشور برای مقابله یامصالحه در این مورد به مراتب بش از دیگران است . ولی آمریكا در آن مقطع تنها به تسلیم شدن ایران در برابر تهدیداتش میاندیشید و بنای تفاهم نداشت. ایران نیز به دلیل تجربیات گذشته، مذاكره با آمریكا را مطلوب و به مصلحت نمیدید. روسیه نیز به دلیل تداوم همكاری با ایران و شرایط و جایگاه ضعیف بینالمللی یارای ورود به این كارزار سیاسی را نداشت.
ضمن آنكه استقلال ایران در تولید سوخت را نمیپسندید. چین و كشورهای غیر متعهد دوستان خوبی بودهاند ولی اندوخته كافی سیاسی برای مواجهه با موضوعی با این درجه از اهمیت و پیچیدگی را نداشتند. اروپا نیز از آن جهت كه مخالف دستیابی ایران به توانایی هسته ای بود گزینه خیلی مناسبی نبود ولی شكافی كه در مساله عراق بین اروپا و آمریكا بروز كرده بود و عدم تمایل فرانسه و آلمان و حتی انگلستان به تكرار ماجرای عراق در منطقه ، روزنهای ولو محدود برای رویكرد سیاسی را فراهم نمود. اتفاقا سه كشور هم همین اندیشه را دنبال میكردند و باارسال نامهای از طرف سه وزیر در این امر پیشقدم شدند.
هدف اولیه سه وزیر در سفر به تهران، تضمین امنیت به تهران در برابر اخذ تعهد نسبت به توقف دائمی چرخه سوخت بود. مذاكرات در شرایط بسیار دشواری انجام شد ولی نهایتا بجای توقف به تعلیق آنهم داوطلبانه و با هدف اعتمادسازی تن دادند. خوشبختانه در آن مقطع با تدبیر مناسب از بحران عبور كردیم و مرحله اول برنامه به بار نشست . آمریكاییها در آن شرایط از اینكه برنامه ریزی همه جانبهاشان دچار شكست شد خشمگین بودند و اروپایی هارا ساده لوح و فریب خورده میدانستند و همچنان تنها راه را مقابله و حتی برخورد نظامی اعلام میكردند. در مرحله دوم آنچه كانون توجه قرار گرفت صیانت از تاسیسات در قبال تهدیدات احتمالی و ایجاد قابلیت جایگزینی و حفظ توان موجود و در مرحله سوم تقویت و تكمیل ظرفیتهای چرخه سوخت و رفع نواقص و كاستیها بود.
از آنجا كه برنامه غنیسازی پیش از رسیدن به مرحله نهایی در معرض جنجال سیاسی و تبلیغی قرار گرفته بود ضروری بود با تنظیم وضعیت سیاسی و بدون بازگشت به بحران، مراحل باقی مانده را طی نماییم . دو ركن اساسی بطور متمركز پیگیری شد، تكمیل كارخانه U.C.F( یو سی اف) اصفهان و تولید اولیه گاز هگزافلوراید و همزمان تولید حداقل ضروری دستگاههای سانتریفیوژ برای مرحله اول غنیسازی ،علیرغم همه دشواریها هر دو مهم به موقع به انجام رسید به نحوی كه هر زمان تصمیم به غنیسازی گرفته شود ظرف مدت بسیار كوتاهی نتیجه مطلوب حاصل خواهد شد و نیز در صورتیكه امكانات و تاسیسات هستهای مورد هجوم نظامی قرار گیرد، میتوان تولید گاز غنی شده و سوخت را بدون آسیب پذیری ادامه داد. در زمینه دفاعی و نحوه مطلوب مقابله با بحران و شرایط خاص اقتصادی نیز پیش بینی و برنامه ریزیهای لازم انجام شده است كه گزارشات این موارد جداگانه خدمت شما گزارش شده است. البته هدف از این ظرفیتسازی به هیچ عنوان مقابله با اروپا و غرب نیست، بلكه مقصود این است كه طرف مقابل مطمئن شود كه هیچ راهی برای توقف این فن آوری ندارد تا در نهایت به یك تفاهم میانه و قابل پذیرش طرفین تن دهد. مرحله چهارم، تقویت موضع حقوقی بود. از ابتدای بحران موضوعات فنی و حقوقی مورد توجه ویژه و دقیق بوده است. آمریكا بنا داشت در آژانس و سپس در شورای امنیت ایران را متهم به نقض معاهده عدم اشاعه نموده و براساس آن محرومیت ایران از حقوق مصرح در بند چهارم N.P.T( ان پی تی ) راجع به استفاده از انرژی صلح آمیز هستهای را دنبال كند.
درمذاكرات سیاسی و در اظهارات رسمی و رسانهای بطور مستمر قصورهای ایران را مطرح و بزرگ مینمود و اصرار داشت كه ایران همكاری لازم را با آژانس برای اصلاح و جبران تخلفات انجام نداده است . همزمان با تاكید بر نظامی بودن اهداف ایران و طرح موضوعات جدید تلاش داشت پای بخش نظامی را به میان بكشد . كار در بخش حقوقی - فنی با مذاكراه با مدیركل آژانس درتهران آغاز شد و توسط گروههای كارشناسی بادقت وحوصله به طور منظم و پیوسته دنبال شد تا موضوعاتی را كه بعنوان تخلف یا قصور ایران قلمداد میشدند به تدریج حل و فصل گردند. طبق مقررات پادمان هر گاه گشوری در اجرای تعهداتش قصور كند باید مبادرات به اقدامات اصلاحی نماید و این اقدامات مورد تایید آژانس قرار گیرد. متاسفانه نتایج نمونهبرداری درجات بالایی از غنیسازی را نشان میداد كه میتوانست ایران را برای مقاصد تسلیحاتی متهم نماید. یكی از دشوارترین مباحث فنی با آژانس تایید این موضع ایران بود كه منشا این سطوح از غنیسازی ، آلودگی خارجی میباشد. موضوعات دیگر نیز هریك پیچیدگی های ویژه خود را داشته و مستلزم مباحث دقیق ، تخصصی و غالبا طولانی برای روشن شدن مساله بودهاند . بدیهی است این زوایه كار كمتر مورد توجه افكار عمومی قرار گرفته است ولی جنابعالی مستحضرید كه صدها ساعت وقت وكار مداوم مصروف رفع این ابهامات شده وپیشرفت تدریجی ولی قابل ملاحظهای دراین مسیر حاصل شده است .
مسایل حساس ، پیچیده وعمدهای تا قبل از اجلاس پاریس حل و فصل شدند. ولی این مرحله از كار هنوز نهایی نشده است . برای تحمیل و پایان بخشیدن به موضوعات باقی مانده اقدامات و بحثها و بازدیدهای لازم بازرسین در دست اجرا است و پیشبینی میشود قبل از پایان سال جاری میلادی این مرحله پایان یابد كه در نتیجه هرگونه دلیل یا بهانه حقوقی از مخالقین سلب خواهد شد. نقطه آغاز مرحله پنجم توافق پاریس است.برخلاف تصور عمومی توافق پاریس نه پایان این فرایند بلكه در واقع ابتدای مذاكرات واقعی برای نیل به تفاهم است . از آنجا كه ایران در آن مقطع امكانات ساختاری خود را در بخش چرخه سوخت كامل كرده بود اماكن تعلیق غنیسازی برای یك دوره چند ماهه بدون آنكه خدشه اساسی به برنامه تولید سوخت وارد شود فراهم شده بود . متقابلا اروپا نیز پذیرفت كه وضعیت را طی این دوره در آژانس عادی كند تا امكان انجام مذاكرات فراگیر در شرایط آرام ومتعادل فراهم شود. توافق پاریس حاوی پنچ ركن اساسی است:
1- هدف توافقنامه مذاكراه به منظور نیل به یك راه حل مورد قبول طرفین است . مفهوم این عبارت برای اروپا با وضوح روشن است زیرا آگاه است كه ایران تنها راه حلی را خواهد پذیرفت كه شامل غنیسازی باشد.
2- حق ایران برای مقاصد صلحآمیز انرژی هستهای و اجرای بدون تبعیض این حق شناسایی شده است . گرچه این حقوق براساس معاهده عدم اشاعه غیر قابل انتزاعاند ولی تاكید برآن در توافقنامه دوجانبه نشانه دیگری از آمادگی برای تفاهم مرضی الطرفین شامل غنیسازی است .
3- توافق شد كه ایران برای ایجاد اطمینان نسبت به حفظ ماهیت صلح آمیز برنامه هستهایاش تضمین عینی بدهد. واضح است كه ارائه تضمین عینی برای حفظ برنامه هستهای است و نه حذف آن .
4- متقابلا اروپا نیز متعهد است درزمنیههای سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و فنآوری تضمین قطعی بدهد. این به مفهوم تضمین عادیسازی و ارتقاء روابط است كه تعهدی كاملا منطقی است ، زیرا درنهایت امر تنها تضمین واقعی و درازمدت برای طرفین واعتماد و اطمینان واقعی نسبت به نیات و اقدامات یكدیگر ، ارتقاء و تعمیق روابط است . مذاكرات T.C.A با اروپا و عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی W.T.O بعنوان ناظر با تلاش حمایت اروپا اولین قدم دراین راه است.
5-همكاری منطقهای درقبال بحرانهای موجود و نیز همكاری درمقابله با تروریسم منجمله القاعده و منافقین و نیز مكمل تضمینات فوق و مقوم تفاهمات است . گرچه هنوز اروپا نسبت به منافقین عملكرد درستی ندارد ولی صرف این تفاهم و شناسایی این گروه دركنار القاعده به عنوان مظاهر تروریسم كور قدمی مثبت و رو به جلو میباشد.
پس از سه ماه مذاكره در سطح گروههای كاری مجموعه نظرات و پیشنهادات توسط هیات ایرانی بعنوان مبنای راه حل به سه كشور ارایه گردید . مذاكراتی كه متعاقبا دركار گروه هستهای و سپس دركمیته راهبری انجام شد نیز پیشرفتهایی را دراین چارچوب به همراه داشت لیكن احساس شد اروپا به دلیل یا به بهانه انتخابات ریاست جمهوری قصد دارد حصول به تفاهم را به تاخیر اندازد و لذا تاكیدشد در صورت عدم توافق ، ایران ناگزیر است راسا اقدام به راه اندازی مجدد تاسیسات اصفهان نماید. این وضعیت به ملاقات مجدد با وزرای سه كشور در ژنو انجامید كه طی آن سه وزیر متعهد شدند تا اواسط مردادماه طرح جامع وكامل خودرا با مذاكره وتفاهم ارائه نمایند .بنابراین تبدیل بحران به فرصت عملا محقق شده است و باید با تدبیر از این فرصت بهره برداری شود البته نتیجهگیری و بهره برداری نهایی از فرایند مذاكرات، در ابتدای كار دولت جدید و تصدی امور اجرایی كشور توسط رییس جمهور منتخب محقق خواهد شد. گرچه طرح اروپا درحال تدوین نهایی است ولی براساس اظهارات و شواهد چندین موضع و موضوع در طرح اروپا پذیرفتهشده و قابل ارائه است. مواضعی كه تا قبل از دستیابی ایران به فناوری هستهای همواره از طرف آنها نفی شده بود و آمادگی برای پذیرش آنها وجود نداشت، مذاكرات انتقادی و یا سازنده، پانزده سال گذشته با اروپا گواه این مدعی است:
- ۱ حمایت كامل از برنامه تولید انرژی هستهای در ایران شامل تامین نیروگاه از منابع غربی
- ۲ تضمین ارائه سوخت نیروگاهها به مدت طولانی و با پشتوانه آژانس و سازمان ملل
- ۳ تضمینهای مربوط به تمامیت ارضی ، استقلال ، حاكمیت ملی و عدم تجاوز به ایران
- ۴ تقویت روابط سیاسی و امنیتی شامل همكاریهای سیاسی - امنیتی در منطقه
- ۵ شناساسی ایران بعنوان منبع اصلی تامین انرژی برای اروپا شامل نفت و گاز
- ۶ رفع تدریجی موانع ارسال تجهیزات ، فناوری پیشرفته و همكاریهای تكنولوژیك
- ۷ تقویت همكاریهای بینالمللی منجمله در منطقه در مقابله با تروریسم و مواد مخدر
- ۸ پیشرفت سریع در نهایی شدن موافقتنامه تجاری ایران و اروپا و عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی W.T.O
در مورد چرخه سوخت نیز راه حل میانه و قابل تفاهم كاملا برای اروپا روشن است و چنانچه اراده سیاسی برای حل و فصل موضوع بصورت جدی باشد امكان تفاهم فراهم خواهد بود. برخی قرائن حاكی از آن است كه اروپا قصد دارد پیشنهاد خود را بر مبنای حداقلی ارائه نماید و تا سپتامبر با ایران مذاكره نماید تا نهایتا پس از روشن شدن سیاست دولت جدید پیشنهاد خود راتكمیل نماید. به اروپائیها گوشزد شده است كه چنین شیوهای خطای غیر قابل بازگشت خواهد بود و در صورتی كه طرح اروپا برای ایران قابل قبول نباشد با اقدامات عملی دست خواهد زد و البته همچنان آماده ادامه مذاكرات خواهد بود.
در پایان لازم میدانم از همه كارشناسان متعهد و خستگی ناپذیر از سازمان انرژی اتمی ،وزارت امور خارجه ، وزارت دفاع و سایر نهادهای ذیربط كه در این دوره نسبتا طولانی بطور مداوم و مستمر پیگیر امور مربوط به آژانس وسایر مسایل بودهاند كه ذكر نام آنها مقدور نیست ولی همگی شایسته تقدیرند، و از همه دانشمندان و متخصصین هستهای كه كار فوقالعادهای انجام دادهاند و علیرغم محدودیتها با روحیه و ایمان ، توانایی هستهای كشور را بطور مداوم ارتقاء دادهاند و در واقع قهرمانان اصلی این صحنهاند و از اعضای هیات مذاكرهكننده كه متشكل از زبدهترین افراد سیاسی و حقوقی كشور بوده و دارای سوابق طولانی در زمینه مذاكرات دشوار و حساس سیاسی، حقوقی و بینالمللی میباشند و بهگواهی همه كسانی كه از جزییات امر مطلعاند در طراحی، برنامهریزی مذاكره با تبحر كامل عمل كرده و در برابر مجموعه وسیع تیم اروپایی به خوبی در خط مقدم از منافع و امنیت ملی دفاع نمودند و علیرغم همه نامهربانیها و اظهارات مغرضانه و تخریبكننده در همه مقاطع با دلسوزی و دقت به كار خود ادامهدادند و از وزرا و مسئولین عالی كشور از جمله آقایان دكتر خرازی، مهندس آقازاده،امیر شمخانی، حجتالاسلام و المسلمین یونسی، مهندس جهانگیری، دكتر حسینتاش، دكتر ولایتی، دكتر لاریجانی و جناب آقای بروجردی كه در همه مقاطع با مباحث و نظرات دقیق و مسئولانه حامی و پشتوانه كار بودهاند، سپاسگذاری و تشكر نمایم. توجه ویژه، راهنماییهای ارزنده و حمایتهای قاطع جنابعالی و نیز حمایت سران محترم قوا و ریاست محترم مجمعتشخیص مصلحت نظام تعیینكننده و بنیادین بودهاست. مهمتر از همه آنكه، موضوع هستهای یك بار دیگر اهمیت جایگاه رهبری نظام را در تنظیم و هدایت سیاستهای كلان كشور و ایجاد وحدت نظر بین همه مسئولین و جامعه بهوضوح آشكار ساخت چنانكه در تمام مدت نظرات و تصمیمات راسخ ایشان عامل اصلی پیشرفت كار بهطور منظم بود. اینجانب در هفتههای اخیر رئیس جمهور منتخب را در جریان اقدامات انجام شده و وضعیت پیش رو گذاشتم و مواردی را برای ادامه مسیر كار به ایشان پیشنهاد نمودم. تردیدی ندارم كه مرحله نهایی كار با هدایت رهبر معظم انقلاب اسلامی به نحوی كه متضمن منافع درازمدت جمهوری اسلامی ایران باشد به سرانجام مطلوب خواهد رسید.
انشاالله و اخر دعوانا انالحمد لله رب العالمین
حسن روحانی
نماینده مقام معظم رهبری