پارلماننیوز، حجت الاسلام و المسلمین قدرت الله علیخانی: این روزها سخنان گوناگونی درمورد آثار و تبعات تحریمهایی که علیه کشورمان وضع شده است، به گوش میرسد و درحالیکه رییس جمهور، این قطعنامهها را :« کاغذ پاره می داند» و به صراحت می گوید:« اینقدر قطعنامه صادرکنید که زیر پایتان علف سبز شود»، مردم اما به تدریج؛ فشارهزینه های زندگی را احساس میكنند و بسیاری از متخصصان امور اقتصادی، نگاه کاملا متفاوتی با نگرش رسمی دولت به این مساله دارند.
آگاهان به امور، برخلاف دولت؛ معتقدند با تحریمهای صورت گرفته به خصوص برای بانک های ایرانی، گشایش اعتبارات مدت دار برای طرفهای خارجی و به خصوص برای طرف ایرانی دچار مشکلات زیادی خواهد شد و مسلما راههای غیررسمی منسوخ شده که هزینههای بالاتر و امنیت کمتری را به همراه دارند جایگزین شیوههای متعارف دریافت و پرداختهای بینالمللی میشود وبا توجه به اینکه شرکتهای خصوصی و دولتی از روش متداول «گشایش اعتبارات اسنادی مدتدار» برای واردات استفاده میکنند، اگر بر سر این راه مانعی ایجاد شود، واردکنندگان - که فعالیت بیشتر آنها برای صنایع داخلی جنبه حیاتی دارد- مجبور خواهند شد از طریق حوالههای ارزی به روش منسوخ «خریدهای نقدی» روی آورند و این شیوه ضررهای زیادی را متوجه وارد کنندهی دولتی و یا خصوصی میکند واین درحالی است که تداوم وضعیت بی ثبات و منجر به افزایش ریسک و ناامنی حتی اگر اختلال جدی در فعالیت بانک ها ایجاد نکند، سببب میشود معاملات بانکی از طریق واسطههای جدید صورت گیرد که این واسطهها هزینه مازادی را بر جریان فعلی دریافت و پرداخت خارجی، تحمیل میکنند و در نهایت این مردم هستند که باید متحمل این هزینه زایی رو به افزایش باشند. ( به استناد گزارش بانک مرکزی؛ مجموع بدهیهای دولت به بانکها و نهادهای داخلی و خارجی حدود ۱۲۷ هزارمیلیارد تومان (۱۲۷ میلیارد دلار) اعلام شده ودر گزارش بانک مرکزی به این نکته اشاره شده است که بانکها از وصول ۴۰ میلیارد دلار مطالبات خود عاجز ماندهاند و بیشترین بدهکاران را دولت و شرکتهای دولتی تشکیل میدهند و این درحالی است كه بازپرداخت نشدن بدهیهای دولت به بانکها، سبب شده که بانکها از تامین اعتبار برای پروژههای اقتصادی عاجز بمانند و این امر سبب کاهش تولید و اشتغال شده است).
وضعیت بغرنج حوزه صنعت نفت هم از جمله نگرانی های جدی اقتصاد متكی به نفت ایران است که تحریمها میتواند اثر سوء مستقیمی بر آن داشته باشد، نمونه عینی بحران در بخش صنعت نفت، در مقایسه با وضعیت این حوزه در ایران با کشورهای همسایه است، چنانکه اکنون کشور کوچک قطر به ترکتازی درحوزه نفتی مشترک پارس جنوبی مشغول و به مدد جذب سرمایه گذاری فراوان خارجی توانسته است۱۱سال زودتر از ایران استخراج گازرا شروع کند وافزون بر ۵۰میلیارد دلار بیشتر از ایران از این میدان مشترک گازی برداشت کند و این مساله، جدای از نگرانی هایی است که بعد از صدور قطعنامه حکایت از کاهش سرمایه گذاری در بخش صنعت نفت دارد که یکی دیگراز تبعات عینی آن در روزهای اخیرخروج قرارگاه خاتم الانبیا از فازهای 15و16 کنسرسیوم توسعه میدان نفتی پارس جنوبی به سبب صدور تحریم های جدید، بوده است و این نگرانی را بوجود آورده است كه بعد از بی نتیجه بودن چشم انتظاری مردم برای پول نفتی كه قرار بود بر سر سفره هایشان بیاید، حالا خود نفت نیز به دلیل بحرانهای بوجود آمده ازسفره اقتصاد این مملكت رخت بربندد!
در کنار این ناکامی های برخاسته از سوء مدیریتها و عدم درک درست از معادلات بین المللی و کوفتن بر طبل انکار، موضوع نرخ بیکاری مساله مهم دیگری است که حتی اگر دولت بر صحت آمار مربوط به آن مهر ابطال بزند، هر خانواده ایرانی با مشاهده فرزند یا فرزندان بیكار خود بر آن صحه میگذارد؛ هرچند آمارها نیز از نوسان نرخ بیكاری طی فصول مختلف سال گذشته( ۱۱.۱ تا ۱۴.۱ درصد ) خبر میدهند.
آنچه گفته شد تنها بخش ناچیزی از مشکلات عدیده ای است که در گیرودار دل نگرانی های آگاهان و رد و انکار دولت و با برچسب «سیاه نمایی»، طعم تلخ خود را به مردم و کشور می چشاند و اگر دراینجا به شكل مختصر بدان اشاره می شود نه برای تخطئه دولت كه برای طرح این پرسش اساسی است كه بالاخره دولت در چه مرحله و موقعیت زمانی تصمیم خواهد گرفت تا به جای انكار حقایق و محكوم كردن دیگران و میل رو به افزایش عدم تمكین نهادهای قانونی یا سخنان مشفقانه دلسوزان، دست به جبران اشتباهات فاحش خود بزند و یا دست كم زبان عذرخواهی در قبال این همه اهمال و ندانم كاری داشته باشد؟ مگر قرار نبود كه این دولت برمدارعدالت بچرخد و علاوه برمتنعم كردن این ملت وفادار به انقلاب و اسلام به «مدیریت جهان» بپردازد؟ پس چه شد آن رفتار خاضعانه و آن زبان متعذری كه مردم در انتظار آن بودند و چه شد آن مهرورزیای كه قراربود مشمول حال شهروندان شود؟ و كجاست آن وضعیتی كه مردم در وعدههای انتخاباتی به دفعات از اوصافش می شنیدند؟
پنج شنبه گذشته، خبرگزاریها گزارش دادند كه مدیرعامل شرکت راه آهن آلمان (DB) ضمن عذرخواهی از مردم، اعلام کرده به مسافران ۳ قطاری که سیستم تهویه ی مطبوع آنها در هفته گذشته از کار افتاده است، ۵۰۰ یورو خسارت پرداخت خواهد کرد. به گفته مدیرعامل این شركت، پرداخت این مبلغ بدون گواهی پزشکی و تنها در صورت اظهار مسافر به اینکه درطول سفر به علت گرمای زیاد دچار ناراحتی شده است، بدون طی مراحل اداری انجام می شود و این مبلغ جدای از ۳۰۰ یورو اعتباری است که پیش از این به هر مسافر برای سفر رایگان پرداخت شده است!
حالا شاید بتوان از رییس محترم دولت پرسید كه آیا مردم كشور ایران هم همچون دیگران مستحق این هستند كه در ازای برخی نامهربانی ها دست كم، انتظارعذرخواهی و جبران مافات را از دولت داشته باشند؟ آیا میتوان دولت را موظف به تامین رفاه مردم و متعهد به عملی كردن وعده هایش دانست و او را به سبب اهمال مورد پرسش و نقد قرار داد؟ حال اگر كسی در پاسخ به این پرسش دچار تردید باشد او را به مقایسه یك كاستی ساده در خطوط راه آهن آلمان با وضعیت متروی تهران متوجه می كنم، وضعیتی كه درآن؛ دولت از ابلاغ قانون برداشت دومیلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی جهت توسعه مترو در تهران و كلانشهرهای كشور سرباز زد و كار را به جایی رساند که سرانجام رئیس مجلس بر اساس قانون، آن را ابلاغ کرد اما حتی با این ابلاغیه نیز هنوز کارشکنی های دولت بر سر راه تخصیص این بودجه ادامه دارد، حالا تصور کنید که مردم در گرمای طاقت فرسا و ترافیک ملال انگیز چگونه گرفتار رفتار نامعقولانه دولت و رویکرد لجبازانه آن شده اند بیآنکه دولت با یادآوری شعارهای مهروزانه و عدالتمدارانه به جبران این كارشكنی بپردازد یا حتی زحمت اعتراف به این اشتباه فاحش و عذرخواهی از مردم را به خود بدهد.
آنچه تاكنون در مورد ضرورت داشتن زبان عذرخواهی و اراده برای جبران مافات گفته شد از آن جهت نیست كه كسی درپی گرو كشی سیاسی یا اثبات ناتوانی دولت باشد چرا كه بی تردید نخبگان و شهروندان یك كشورهمگی بیش از تخطئه مدیران و متصدیان امر خواهان موفقیت وانجام درست امور به دست آنان هستند اما سخن بر سر این است كه آیا در شرایطی كه كشور با انواع مشكلات كوچك و بزرگ داخلی وخارجی دست و پنجه نرم می كند و مقام معظم رهبری به كرات بر ضرورت توجه به مشكلات مردم سخن می گویند، بازهم میتوان با تخطئه دیگران و فرار از بار مسوولیتها به حل مشكلات امیدوار بود؟ آیا میتوان با لجبازی و استفاده از ادبیات تند و ناپخته حتی نهادهای قانونی كشور را زیر سوال برد و به مصوبات آنان بی اعتنا بود؟ آیا میتوان بی توجه به سخنان مشفقانه نخبگان و آگاهان به امور سرنوشت كشور را بازیچه معادلات بی اهمیت و هزینه زا كرد؟
بی تردید بیان صادقانه مشكلات برای مردم و قبول اشتباهات، كم كاریها و دست كشیدن از بسیاری سیاست های نادرست گذشته اگرچه ممكن است، دشوار باشد اما از یاد نبریم كه اشتباه، اشتباه است و به بنابر قول مشهور:« اگر برای توجیه یك اشتباه، هزاردلیل بیاوریم، هزار و یك اشتباه، مرتكب شدهایم» و اگر امروز بتوان به نحوی از زیر بار مسوولیت یك اشتباه گریخت، فردا مجبور به دادن هزینه آن هستیم و مهمتراینكه؛ دوام وقوام یك دولت و توفیق آن، در گرو همدلی مردم ونخبگان است و اگرچه تاكنون از خطرات بی توجهی به نخبگان سخن میگفتیم اما اكنون سخن بر سرآن است كه تداوم سیاست و رفتارهای كنونی دولت، طبقات مختلف مردم را نیز به حاشیه می راند و امید به رفع مشكلات را در میان آنها از بین میبرد و اگر قرار باشد درچنین فضایی حتی زبان عذرخواهی و استمالت از مردم نیز درمیان نباشد، معلوم نیست كه تا چه میزان می توان به توفیق در انجام امور، خوشبین بود؟
* عضو هیات رئیسه فراکسیون خط امام(ره)مجلس